تك تك تك اين مامان تنبلت اومده ............

ميدونم اگر بزرگ شي بتوني اينو وبلاگو بخوني خيلي از مامانت گله ميكني اما ماماني چيكار كنم كه اين مدت خيلي سرم شلوغه هم تو اداره هم خونه اين مدت ماماني يه سر رفتيم تهران خونه بابا مقيم اينها تا برات خريد كنيم وحسابي برات لباسهاي خوشگل خريديم يه روز هم اونجا بودي تب كردي برديمت دكتر نشون داديم گفت چيز خاصي نيست الان هم حسابي مرد مردها شدي وهر كجا ميريم ازت تعريف ميكنن الهي مامانت فدا شه
پي نوشت : اينو ميخوام از اين به بعد من وسامين براي خاله عاطفه مهربونم بنويسم كه از ما دوره وخيلي براش دلمون تنگ شده
خاله عاطفه روزها را ميشماريم تا بياي ببينمت يه بوس گنده براي تو

بازدید : 36 مرتبه | موضوع :
سلام سلام به روي ناز پسرم
گل پسر من اين روزها ديگه پله پله داري بزرگتر ميشي اي جانم كم كمك هم تنبليتو كنار ميزاري يه چيزهاي كوچولويي هم ميگي
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
مامان در اين مدت كه نوشتم شب يلدا را پشت سر گذاشتيم كه رفتيم خونه عموعلي اينها خيلي هم بهت خوش گذشت وحسابي بهت كيف داد وقتي بهاره جون داشت تار ميزد وميرفت تو حس تند تند دست ميزدي حواسشو پرت ميكردي همه بهت ميخنديدن تازه مامانت اون روز رفت ژله درست كرد اما رفت برگردندش همه اش خراب شددددددددددددد يه ابتكاري به خرج داد خيلي خوشگل شد تازه عاطفه جون هم از آلمان اومده بود واون شب پيش ما بود البته عموحامد بعد از چند روز اومد پيش مون كلا اين مدت با حضور اينها خيلي به ما خوش گذشت مامان انيس هم يه مهموني داد تا هم دور هم باشيم واون شب خيلي خوش گذشت با بچه ها زديم ورقصيديم
وكلي روحيه گرفتيم تازه يك يادگاري به عاطفه جون دادم
تا اونجا هستش با ديدنش ياد من بيفته ههههههههههههههههه
19ديماه تولد محمد بود رفتيم اونجا خيلي هم به ما خوش گذشت وكلي كيف كردم تازه براي محمدكلي رقصيدم
يادم باشه محمد هم بزرگ شد تولد تو بايد برقصه
مامان كارهايي كه انجام ميدي جديدا ميري در يخچال
باز ميكني شما كه هيچي نميخوري فقط ماماني را اذيت ميكني
عاشق يه چيز هم هستي عاشق جوجه ومرغ
هر چيزي را ببيني حتي پرنده رل ميگي جوجه
بازدید : 42 مرتبه | موضوع :
يا امام حسين تو را به حق دو طفلانت حضرت علي اصغرو حضرت رقيه همه بچه ها را در پناه خودت نگه دار
يا امام حسين همه بچه ها زير سايه پدر ومادرشون بزرگ شن
يا امام حسين به همه بچه ها سلامتي ارزاني كن من بعنوان يه مادر حاضرم هر دردي كه ميخواد به بچه ام برسه من تاوانش را بپذيرم تا گلم تحمل نكنه
ياامام حسين به ما توانايي تربيت صحيح فرزندانمون را بده

کلمات قصار امام حسین (ع:
هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
:: اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد : فقر و نیازمندی , بیماری و مرگ .
:: اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.
:: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نيز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.
:: کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.
:: بپرهیز از کاری که برای آن ناچار به عذرخواهی شوی . زیرا مومن نه بدی کند و نه پوزش طلبد ولی منافق هر روز بدی می کند و عذر می خواهد .
:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.
بازدید : 42 مرتبه | موضوع :
پسر گل نازم اي كسي كه تك تك تپشهاي قلبم
براي رويشت به تا پ تاپ ميافته پسرم الان روزها وماهها ميگذره وهرروز بزرگتر بزرگتر ميشي گاهي ميترسم كه نكنه در تربيتت كوتاهي كنم چون واقعا در بعضي مواقع در برابر رفتارهات مستاصل ميشم ونميدونم چه رفتاري را انجام بدم الان ديگه داري هرروز رفتارهاي تازه اي ياد ميگيري ديشب چند تا كار بد كردي كه مامان عصباني شد ودعوات كرد حسابي با خودكار روي يخچال خط كشيدي اسباب بازي را روي تلويزيون ميكشيدي و كنترل پرت ميكردي تازه دعوات
هم كه ميكردم جيغ
ميكشيدي ميدونم پسرم اينها همه اقتضاي سن توست اما سعي ميكنم تا متوجه شي كه اين كارها خوب نيست فقط از خداي خودم ميخوام به من توانايي بده تا اين امانت را به صورت احسن تحويلش دهم خدايا من را شرمنده خودت نكن خدايا پسر گل من را كه مثل اب پاكه از پليدي دور نگه داره خدايا توكلم به توست

ما تو اين مدت كه تعطيلي بود براي تاسوعا وعاشورا رفتيم سوادكوه چون داشتن براي شب تاسوعا نذري ميدادن اونجا با النا خيلي بهت خوش گذشت البته يه مقدار اذيتش هم ميكردي وهي دنبالش بودي تا يه سيخونكي بهش بزني هي هم مامان اذيت ميكردي كه واسه خودت دور بزني شبش هم رفتيم محل دايي محسن اينها شب تو خونه شون بوديم با عمو رامين اينها حسابي بهت خوش گذشت وكيف كردي اونجا تعزيه هم رفتيم وشما هي ميگفتين به من نيزه وشمشير بدين وبعداز ظهر روز عاشورا برگشتيم به بابل وبابا مقيم اينها هم با ما اومدن بابل تا شب 4 شنبه هم اينجا موندن

البته عکسها را بعدا برات میزارم چون فعلا از مموری دوربین حذف شود باید ریکاوری شه شرمنده مامانی
بازدید : 40 مرتبه | موضوع :
سلام به كسي كه تك تك نفسهام براي اونه/(2011).gif)
/(2011).gif)

عزيزم از اينكه 21 ماه را با تو بوديم وادامه راهش را از خدا ميخواهيم واميدواريم كه هميشه سالم تندرست باشي گلم

الان براي خودت خوب بزرگ شدي من وبابايي
ديگه يه پسر داريم كه ميتونيم بهش افتخار كنيم يه گل پسر خوب خوب خوب
يه مدتي بود كه مامانيت
حسابي تنبل شده بود پسر گلم خودت ببخش
پسرم تو اين مدت چيزهايي خيلي خوب ياد گرفته البته اين بچه شيطونه گاهي اوقات گولش ميزنه يه كارهايي ميكنه كه بابا ومامان ناراحت ميشن اما خوب سعي ميكنن بهش ياد بدن اين كارها ب را نبايد انجام بده
راستي ماماني پرستار را هم عوض كرديم يه خاله پرستار خوب ومهربون برات اومده بنام خاله زهرا.gif)
اين چند وقتي هم كه پرستار نداشتي خاله مرجان پيشت بوده وخيلي بهش عادت كرده بودي بعدا كه بزرگتر شدي حتما جبرانش كن
.gif)
مامان تو حرف زدن يه مقدار تنبلي ميكني دلم غش ميره وقتي ميگي مامان انگار همه دنيا را بهم دادن گلم مامان سعي كن زودتر كلمات جديد ياد بگيري
مامان گلم ديگه معتاد شير شدي تا ميام خونه بهم ميچسبي
ول كنم هم نيستي هي ميخوري هي ميخوري برديمت دكتر گفت چون كم اشتها هستي كمتر بايد شير بخوري يا كم كم بايد شير ازت بگيرم پسر ديگه بزرگ شدي براي خودت

در اخر هم ميخوام يه سلام خوب وخوشگل به خاله عاطفه وعمو حامد برسونيم كه دلمون حسابي تنگ شده وان شاالله زود زود بيان پيشمون
بازدید : 55 مرتبه | موضوع :
سلام به عزيز جانم كه يه مدتي كامپيوتر مامانت خراب خيلي سخت برات پست ميزاره جانم اما خاطرات با بودنت در ذهنم هميشه ذخيره ميشه گلم
پسرم الان براي خودش مردي شده يه مرد بزرگ وقتي بابا مازي براي كارش ميره تهران هميشه به باباش ميگم مرد خونه سامين هستش البته بگم سامين گلم يه سري كارهايي ميكنه كه مامانش دوست نداره مثلا جديدا لج كردن ياد گرفت كه بابايي وماماني دارن باهاش مقابله ميكنن چون يه پسر خوب نبايد اين كارها را كن
وقتي گل پسرم با ناز مامانشو صدا ميكنه دلم غش ميره ميگه ماماني الهي بگردم
ديروز داشتم تصاوير حيوانات بهش نشون ميدادم به روباه كه رسيدم بهش ميگم بگو روباه بعد از چند لحظه ميگه بابا
هي ميره مياد نو بوس ميكنه براي من ناز ميكنه همش ميگن اين اگر دختر بود چي ميشد قرار اخره هفته اگر خدا بخواد بريم تهران تا عيد قربان برگرديم جون بابا مقيم اينها رفتن قشم و چهارشنبه هم برميگردن ما هم بريم سوغاتيهامون بگيرم
بازدید : 59 مرتبه | موضوع :
اي جانم جمعه وارد نوزده ماهگيت شدي پسرم يواش يواش داره بزرگ ميشه براي خودش مردي ميشه
هر روز ي كه ميگذره كلي چيزهاي جديد ياد ميگيري اي كاش ميتونستم تو تمام دقايق و لحظه ها پيشت باشم وقتي برام ناز ميكني بهترين لحظه هاي زندگيم برام ورق ميزني
خداوندا از داشتن پسري سالم شكر گذارت هستم
خداوندا در همه حال به من توانايي بده تا بتوان پسري را در سايه ايمان ووجود ذات ازلي خودت تربيت كنم
خدايا هميشه لطف خودت را شامل همه كودكان وسامين من هم كن
بازدید : 75 مرتبه | موضوع :
سلام عزيزم
اول از همه بايد از گل پسرم عذرخواهي كنم باور كن پسرم چند وقت بود كه سايتم قاط زده بود اصلا باز نميشد در اين چند وقت كارهايي كه كرديم خلاصه برات ميگم
براي عيد فطر رفته بوديم تهران يعني سه شنبه رفتيم تا جمعه اونجا بوديم بهت كه خيلي خوش گذشت من وبابايي رفته بوديم برات كلي لباس خريده بوديم بعدش صبح زود از تهران حركت كرديم اومديم خونه مامان انيس ينها همه اونجا بودن چون براي ماشين شكوفه جون گوسفند كشته بودن نهار همه اومده بودن اونجا پسر من خيلي پسر خوبي بود.با بچه ها هم حسابي بازي كرد
دريكي از اين جمعه ها ماماني مادوره داشتيم و قرار بود نهار جمعه مهموني بديم كه چهارشنبه بعدازظهرماماني با چند تا از دوستهاي ني ني سايتي خودش برنامه گذاشته بود بعد از اينكه تموم شد بابايي زنگ زد از تهران برامون مهمون اومده دوستهاي بابا كه جمعا 7 نفر ميشدن فردا صبح هم رفتن از خونمون اما خودت حسابي با بچه هاشون بازي كردي بهت كيف داد فداي پسر نازم بشم كه با بچه ها خوب رفتار ميكردي همه اسباب بازيهارا بهشون ميدادي گلم فردا نهارش كه گفتم همه بودن وبهت حسابي خوش گذشت وصد البته پسر نازم خيلي مودب بود اذيت نميكرد فقط يه مقدار به محمد كوچو لو عمو حسن حسوديش ميشد كه اقتضاي سنش ماماني يه مقدار بيشتر تلاش كن كه كلمات بيشتري ياد بيري خيلي داري تنبلي ميكني ماماني اون روزي كه همه خونه ما بودن خاله عاطفه فرداش بليط براي آلمان داشت وميخواست بره عمو حامد خيلي ناراحت بود چون ويزاش نيومده بود ما دعا كرديم براي اونم بياد تا زودتر بره پيش خاله عاطفه تا تنها نباشه بعدش كه خاله عاطفه رفتش همه دپرس شده بودن مامان انيس وزنمو شهربانو يه تيكه گريه كردن اما ما با شلوغيمون فضا را عوض كرديم
روزهاي بعدش همه خوب بودبراي پسرم تازه خاله مرجان دانشگاه قبول شده بود هم روانشناسي ساري وهم علوم تربيتي دانشگاه سراسري بعدش يه روزي من وبابا مازيار وبابا نريمان ومامان انيس رفتيم براش ثبت نام كرديم تازه همراه خودمون نهار هم برده بوديم تو راه خورديم خيلي به ما خوش گذشت اما ماماني اون روزها سرما خورده بود و ماماني هي دعا ميكرد سامينش سرما نخوره
پنجشنبه صبح ماماني از اداره زود اومد رفتيم خونه زنمو شهربانو براي خاله عاطفه آش بپزيم اونجا با بچه ها حسابي بازي كردي بهت خوش گذشت البته يه مقدار علايم بيماري داشتي اما پسر خوبي بودي بعداظهر هم با شكوه جون بابا مازي وخاله مرجان رفتيم آش پخش كرديم يه خبر خوب هم شنيديم كار عمو حامد درست شد شنبه صبح ميره پيش خاله عاطفه ان شاا... هر جا كه هستن خدا پشت وپناه شون باشه

بازدید : 89 مرتبه | موضوع :
سلام عزيزم ببخشيد از اينكه دير به دير ميام به وبت سراغت ميگيرم منو ببخش عزيزم

ماماني اين چند روز هوا خيلي باراني بود ويه مقدار سرما خوردي ديروز هم برديم دكترت دكتر گفت 11 كيلو شدي وسرما خوردگي هم جزء بود دكتر بهت دوا داد گفتم خيلي پسر نازي هستي من بهش افتخار ميكنم
امروز هم ميخوايم بريم تهران براي عيد فطر اونجا باشيم اگر عكسي اونجا گرفتيم برات ميزاريم

گلم 18 ماهگيت مبارك
اميدوارم اين ماه خوبي براي ت باشه وروزهاي خوبي داشته باشي ماماني يه ذره بيشتر تلاش كني كلمات خوشگل تري ياد بگيري




بازدید : 86 مرتبه | موضوع :





![]()

![]()






عزيزم ببخشيد مدتي كه به وبت كم سر ميزنم آخه خيلي كار دارم اين عكسها را هفته پيش رفته بوديم خونه مامان انيس گرفتيم چقدر هم كيف كردي هوا هم خيلي گرم بود شما هم كه عشق آب وآ ب بازي عزيزم البته هفته ي كه گذشت سه شنبه من وبابايي وشما رفتين تهران بدون اينكه به با باجون اينها بگيم چقدر خوشحال شدن وقتي ديدنت تو هم خيلي بهت خوش گذشت عزيزم ماماني دوست دارم عزيزم
تك ستاره زندگيم بوووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسس

بازدید : 84 مرتبه | موضوع :


سلام عزيزدلم اي كه همه نفسهايم را به عشق تو ميكشم واميدم به اميد توست اي تك واژه زندگيم من وبابايي با ديدنت وجود دوباره ميگرييم هم اكنون كه روزها ازپي هم ميگذرند وبه شيرين كاريهات اضافه ميشه براي من وبابايي دنيا ديگه اي هستش ديروز 16ماهگيت تموم شد ووارد 17 ماهگي شدي 17 ماهي كه تك تك دقايقش برايم خاطره هستش گاهي اوقات با خودم فكر ميكنم واقعا ما لايق داشتن پسر گلي مثل شما بوديم عزيز دلم ورودت به ماه 17 زندگيت تبريك ميگم
ماهگردت مبارك باد

پيشي من الان خيلي شلوغ والبته كنجكاو شدي اگر من وبابايي يك لحظه ازت چشم برداريم يه جايي ازخونه راخراب ميكني از شيرينكاريات نگم كه لوس كردنت بعد هر دعوا آخرشه وبهم مثل يه گربه ملوس ميچسبي راستي جديدا خوب از مبل ميري بالا وهمه مبلها را جمع كرديم خونه مون بيشتر شبيه مسجد شده
خاله مرجان هي ميگه سوسك شاخدا خاله خيلي شلوغ شده
البته ما 5 شنبه رفتيم خونه مامان انيس بعداز ظهر هم عمو قهر مان اينها با عمو حامد اومدن اونجا تازه با دايي بهادر رفتي تو حياط با شلنگ يك آب تني توپ هم كردي وشب رفتيم خونه عمورامين اونجا هم شما با النا ناز هي بازي كردي تازه يه كار بعد هم كردي كه صورت اونو گاز گرفتي البته ماماني شما كه ميري هر كي بغل كني بجاي بوس گاز ميگيري عزيزم مات بوس ميديم نه اينگه گاز بگيريم وشب هم برگشتيم خونه
ناز من من وبابايي دعا ميكنيم هميشه خداوند ياريگرت باشه وزير سايه قر آن باشي

بازدید : 89 مرتبه | موضوع :







































